حامد و خواستگاری منيژه!

20.gifمی خوام امروز جریان خواستگاری دسی از خودم رو براتو تعریف کنم07.gif یه جوون قد بلند چهار شونه با چشم ابروی مشکی 14.gifکه چون مهندسه 22.gifخانوادش بهش می گن دسی!!!10.gif

یه شب که قرار بود مثل هر جمعه شب که 3 سری خواستگار برام میاد13.gif یه خواستگار دیگه بیاد و اگه خدای نکرده من ازش خوشم اومد باش ازدواج کنم08.gif07.gif

واسه همین بابا سیف اله آماده شده بود بره برای خرید بیرون 01.gifدر رو که باز میکنه!

....سلام آقا سیف الله حالتون چطوره؟01.gif...... یه مدت کم پیدا شدید01.gif.... سلام آگا حامید.... حالیش چطوری؟06.gif .... ماچ10.gif ...ماچ10.gif.....خوبی ...خاناوادا(خانواده) خوبی؟33.gif.....قربون شما آقا سیف اله یه مدتیه کم پیدا شدید!20.gif.... شنیدم رفته بودید کونگو!35.gif.... آری آگا حامید دیدیم اونجا آفتابا جیرانه(گرونه)11.gif..... همه مردم اونجاشون جوه(گوه) 26.gif26.gif26.gifمالیه.... مردیم خودشانا نمی شورن 26.gifرفته بودیم آفتابا فروشی راه انداخته بودیم04.gif.... به سلامتی35.gif..... درآمد چه طوری بود؟...خوب بود؟06.gif.... آری خیلی خوف(خوب) بود!....دیجی همشون طهارت چردن ما هم اومدیم!04.gif... منیجی هم درساشو تمامش چرد دیجی کاری نداشتیم اومدیم.....35.gifمن که خیلی دلم براتو تنگ شده بود! البته بعضی موقع با منیژه خانم ....32.gifعزیز دل و سرورمون32.gif.... چت می کردیم ولی این آخری ها ایشون همه قدم به تخم چشممون نمی گذاشتن و نمی اومدن اینترنت!...... دیجه منیجی داره شوهر می کنی!28.gif12.gif... دیجه تو هم دوریشی(دورش رو) خیط گرمز! 12.gifبیکیش..... !12.gif .... چی آقا سیف اله؟... من تازه داشتم خانواده رو راضی می کردم بیایم خواستگاری!18.gif....ایمشب خانای ما خواستیجار(خواستگار) می یاد05.gif.... آقا سیف اله ازتون خواهش می کنم اجازه بدیم منم بیام.... تو بیای چه گلتی بخوری؟32.gif..... چیز....ببخشید.... چه گلتی بکنی؟!...33.gifخواهش می کنم اجازه بدید.... شاید بتونم منیژه خانم رو راضی کنم این کار رو نکنن!!(ايش ايکبيری گمشو13.gif)....برو بابا حال نداری!.... تو اجه راست می جی یه بار ریفیخات(رفیقات)رو می آوردی خانا ما با هم حال می چردیم04.gif04.gif.... اون چسرا (کسرا) یا اون اصلان!29.gif... من تازی می خواستم آدریسی دخترشو بجیرم11.gif... وا... آقا سیف اله دخترشو چی کار داری؟33.gif..... بیچاره اصلا زن نگرفته شما دنبال دخترشی!30.gif.... نه بابا دخترشی چی کار دارم؟03.gif..... دختر...دختر ..... دختر که دماخیشی(دماغ)عمل چرده!18.gif..... آها دکترشو می گید؟34.gif ... من خودم آدرسش رو می گیرم براتون می یارم.... 35.gifفقط اجازه بدید من امشب بیام و تو مراسم خواستگاری باشم!..... آگا حامید ایجازه میدم .... ولی یه شرط داره؟.... چه شرطی آقا سیف اله ؟ به دیده منت!....برو این لیست خریدی از پول تو جیفی(جیبی) خودیت بیخر بیار خانا ما04.gif18.gif !.... چشم آقا سیف اله02.gif(خاک بر سر بابا سیف اله ذلیلت کنن حامد! همینه زنش نمی شم دیگه!04.gif)

ساعت 9 قرار بود خواستگارا بیان .... ولی حامد از ساعت 4 بعد از ظهر اومد خونه ما......

زینج!!!.... زینج!!!(بابا سیف اله جدیدا یه زنگ ترکی نصب کرده05.gif04.gif)....بدری خانم:(مامانم)..... سیف اله خان07.gif....زنگ می زنن برو ببین کدوم خریه؟04.gif...داره زنگ رو می سوزونه؟06.gif..... زینج.... زینج.....کیه؟..... منم آقا سیف اله.... غلامتون!...چی؟ گلام چیه؟!... نه آقا ما رخت چیرکامانو(چرکهامون) شستیم09.gif.... آجه واسی جیدای(گدايی) اومدی اون خونه روبروی یه آگا حامید هستش اونا خیلی پول دارن18.gif..... ای بابا آقا سیف اله من خودم حامدم20.gif.... قرار بود بیام برای مراسم خواستگاری حضور داشته باشم!!!20.gif..... خاکسپاری؟... خاکسپاری کیه؟.... آخر اصلان رو خفه چردی؟18.gifهمش می ری شير گوز04.gif...چيز ببخشيد....شير موز 18.gifمی خوری همين ميشی ديجی.... يه بار بهش آب انار می دادی جون می جيريف(می گرفت)20.gif..... آقا سیف اله درو باز کنید براتون توضیح می دم!15.gif.... خلاصه در باز شد و از حامد اصرار که بیاد تو خونه از بابا سیف اله انکار که برو فعلا دارم ماهواره نگاه می کنم27.gif!.... ولی بالاخره اومد تو خونه و خودش رو ولو کرد رو کاناپه و هلپ ...هلپ شروع کرد میوه جات و تخمه جات به خیک مبارکش بست!16.gif..... مامان بدری:اینو چرا آوردی اینجا؟..... حامد: اختیار دارید بدری خانم مگه می شه خواستگاری منیژه خانم باشه وباباشون تشریف نداشته باشن؟16.gif..... سیف اله رو نمی گم... خود تو رو می گم12.gif....بابا سیف اله: حالا ایشچال (اشکال) نداره03.gif....آگه حاميد اگه می خوای تیخم های ديجه ای هم هستا 11.gif33.gif20.gif!!! وا سيف اله خان اين حرفا چيه به بچه می زنی بد آموزی داره؟12.gif... بابا تيخم چدو تيخمه جاپونی از اين تيخما می گم!18.gif...حامد جون خوش اومدی پسرم چه عجب یادی از ما کردی مادر؟ ..... ما که یاد شما هستیم بدری خانم07.gif.... وای مادر بمیرم برات.21.gif..اتفاقا خارجه که تشریف داشتیم به یادت بودم یه آفتابه هم برای تو آوردم18.gif تا بعد عمری تو هم بتونی خودتو طهارت 18.gifکنی!!.... دستتون درد نکنه!26.gif... خدا اجرتون بده.... خیر ببینید..... و این چاپلوسی ها ادامه داشت تا خواستگار ها اومدن...04.gif09.gif

 به به خوش اومدید.... چه عجب از این طرفا؟!10.gif05.gif....خوش اومدید بفرمائید بالا ...اینا رو مامان بدری رو به مامان بابای دسی می گفت08.gif....تانکیو بدری جون.... مرسی وری ماچ!.... ببا سیف اله: به بدری خانم زنی من می جی تانچر(تانکر) .... می خوای باش ور بری ماچیش چنی؟!..... کور خوندی .....12.gif12.gif من خوديش تا حالا ماچيش نچردم!10.gifخش ور می داری از کیفیت می افته ! 12.gif... دسی : ببخشید آقا سیف اله.... مادر خیلی وقت ایران نبودن نمی تونن فارسی خوب حرف بزنن18.gif... الان هم داشتم انگلیسی صحبت می کردن.05.gif.... آها من فچر کدم می خواد بدری ری ماچ کنی.... خواستم بگم من هم می تونی ماچ چنی!....10.gif راستی اسم آقا زادتون چیه؟.06.gif... اسمشون امیر ارسلانه ولی ما صداش می کنم دسی!07.gifتازه مدرک مهندسیشون رو از اون طرف آب گرفتن و بر گشتند... 07.gifحامد: بله از پاچه های خیسشون معلومه اون طرف آب بودن ! 04.gif....حامید تو خافا شو!27.gif.....دسی جون الان یه شرکت مهندسی زده اتفاقا یکی از سهام دار های عمدش همین دومه11.gif که تو سریال چهار خونه بازی می کنه!!!11.gif20.gif..... حامد: هه خالی نبندید بابا 16.gif.... دوم هیچ وقت نمی تونه دروغ بگه! فهمیدی؟! هر چی می گه راسته!..... اتفاقا قراره بیان و یه برج میلاد هم توی ستار خان بسازه تا اینجام بشه شهرک غرب!.....18.gif04.gif

حامد: بلند شید خالی نبندید ... سگ می خواد استخون بخوره زير دمش رو هم نگاه می کنه!04.gif$&$16.gif^&%^&$%26.gif^&$%16.gif^&%^&26.gif$%^&$%^&%^&

دسی:$%^$%^&#$%&12.gif16.gif%^&$%@#@^&%^&26.gif16.gif%@^&%^&%^&

مامان دسی:^&*^&*$%32.gif^&#$%^@10.gif!#$%@!#$%10.gif#$%32.gif(مامان دسی از اون اول معلوم بود تو کفه!)

بابای دسی : #$#^$×12.gif٪،×٪،×٪،٬٫٬28.gif٪×،¤٪×،×٪16.gif

بابا سیف اله:@#$!@32.gif#%$^10.gif%&^%&*^&10.gif*%^&*^&*10.gif32.gif

مامان بدری:@!#$!@#$%12.gif#$^%$%^#$%12.gif16.gif^#$%^#$%^

#$#$ : #@$@#$@#$ (این یکی اسمش هم سانسور شد!)

چون دعوای خیلی بدی بود از بازگویی ادامه داستان معذوریم! لطفا مجددا refresh نفرمائید.متشکرم04.gif

و این شد که دسی دستی دستی از دستمون پرید!17.gif

نکته اخلاقی!!!

موقع خواستگاری هر فضولی رو خونتون راه نديد!04.gif

اخبار سراسری!!!

به زودی فيلم مستهجن!!! 04.gifمامان دسی با  بابا سيف اله!!

حرف آخر!

همون نگاهی که من سالها آرزوشو داشتم و از من دریغ میکرد.گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده .ولی من فقط نگاهش کردم...وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود22.gif

 

/ 10 نظر / 20 بازدید
رضا

من کيم؟ من يه پرندم آرزو دارم ...

رضا

تَنQ

رضا

اووووووووووووه بعد از این همه مدت فِک کن! باز جای شکرش باقیه

رضا

ولی اون حیف شدا. کلی خاطره داشتیم توش.

رضا

خوبی خودت منیژه جون؟

مريم

خواندن يا نخواندن اين مهم نيست مهم نظر گذاشتن است !

منيژه

اين چی می گه؟ مهم خواندن و ابراز نظر کردنه!

منيژه يک دونه ای دوردونه ای

آرام