چشم انداز ۱۰ ساله !!!

سپیده دم نمایان نشده بودندی31.gif که شیخ به حالت غش 30.gifو ضعف26.gif از خسب ناز برخواستندی05.gif .... برف شب گذشته بدجوری به مزاج شیخ سازگار آمدنده بودندی حتی با الاغ شیخ در میان بام طهران به برف بازی نیز پرداختندی و از یک روز سخت خسته کننده و فرطوط(یا فرتوت یا فرطوت یا فرتوط) شام را با خیالی راحت به خسب رفته بود24.gif.... اما خود نیز نمی دانستندی که چگونه این گونه شده استندی20.gif33.gif ... چرا بدين شکل از خواب پريدندی! ؟06.gif

صبحانه را ميل نمود! .... از خامه و سر شير  و کره حيوانی 25.gifگرفته تا مغز گردو و خاويار 04.gifو آب پرتقال تازه! 32.gif..... تا به حال اين چنين چاشت مفصلی ميل ننموده بود !

به آغل رفت تا الاغ شیخ را زین نموده عازم تاریکخانه 14.gifگردد!.... الاغ را دید که سم های خود را دو رنگ 07.gifFERENCH نموده مژه هایش را ریمیل05.gif مالی کرده و به لبهایش رژ لب مالیده بود10.gif و جلوه ای از آهوان دشت گرفته بود08.gif!.... شیخ بسی گیج و منگ گشته بودندی11.gif که این دیگر چه گونه عشوه خری می باشد؟33.gif .... بالاخره با هر زور و زحمت و مشقتی که بود خواست الاغ را زین نماید04.gif !.... ولی الاغ زیر بار نمی رفت12.gif که من پالانی جدید از شرکت ایکات می خواهم! 18.gifشیخ او را راضی نمود که مرتیکه خر12.gif! الان دست و بال من خالیست21.gif و آهی در بساط ندارم و خود نیازمند به مایه تیله می باشم13.gif ! از کجایم بیاورم که برای تو پالان نو بخرم20.gif؟... خلاصه به هر زحمتی که بود افسار الاغ را به دست گرفت و راهی شدند که بروندندی!!!01.gif

کوی و برزن بسی عجیب می نمود15.gif!.... شیخ تا به حال فضا را اینگونه ندیده بود15.gif....  هر کسی هر کاری که دلش می خواست انجام میداد 15.gifو از عواقب کار نمی ترسید! ..... پسرکی سیخ بر دست به طرف دخترکان جوان میرفت و سیخ را به پهلویشان فرو می نمود04.gif.... ضعیفه ای دست به گردن BFriend مشغول مزاح و خنده بود07.gif.... پاچگان دختران همه ور مالیده بود 22.gifو  گاهی اوقات تا بالای زانو !! نیز میرسید11.gif!.... گویی مینی ژوپ30.gif آزاد گردیده بود 04.gif! ....

رسیدند به میدان ولیعصر03.gif ! تماشاخانه قدس! 29.gifبر روی بیلبورد تماشاخانه نامی بس آشنا چشمان را نوازش می داد33.gif...Mrs&Mr Esmit  11.gifبا هنرنمای هنرمندان بزرگ01.gif.... آنجلینا جولی و براد پیت11.gif07.gif .... این دیگر قابل باور نبود!!.20.gif... برای هفته بعد نیز قرار پخش Orginal Sin  را وعده داده بودند30.gif11.gif.... شیخ مات و مبهوت این همه تغییرات گسترده در طی یک شام شده بود15.gif!.... با خود گفت این دگر چه وضعیت نا بسامانیست؟... اما گویی در دلش قند آب می کردند!04.gif .... به مسیر خود ادامه داد تا به نمایشگر تبلیغاتی پارک وی رسید05.gif! .... این دگر باور کردنی نبود11.gif!.... بانویی فرنگی در حال استریپ تیز بود28.gif ! .... مردان و زنان بسیاری نیز در حال کف پراکنی بودند18.gif! .... شیخ چشمان الاغ را پوشاند تا این صوانح فجیع را نبیند!14.gif .... اما الاغ خیلی بی ادب تر از این حرفا بود و دست شیخ را گاز گرفت04.gif09.gif

شیخ به تنگ آمده بود و بازوانش04.gif دیگر یارای راه رفتن نداشتند! .... چیز.... یعنی گامهایش دیگر یارای راه رفتن نداشتند09.gif از طرفی شادی و شعف در چشمانش موج مکزيکی می زد13.gif از این همه آزادی از طرفی این گونه آزادی به مزاج خاک شیر گونه شیخ سازگار نبود! 26.gif..... ناگهان صدای او را فراخواند ! .... حامد !...حامد!...... از خواب بیدار شو بينم بابا  !.... منم 07.gifمنیژه 07.gif! .... مگه قرار نبود ادامه داستان آشپز خونه رو بريم؟!33.gif.....اين  خوابا چيه داری ميبيني؟20.gif ... تو الان بايد با بابا سيف الله بری آشپزخونه!12.gif12.gif

نتيجه اخلاقی!!!

فيلمهای غير اخلاقی نبايد از نمايشگر ۴ متری پخش بشه!04.gif

اخبار سراسری منيژه!!!

داستان قبلی قطعا ادامه پيدا می کنه!04.gif به من چه حامد رويا می بينه؟

منيژه بازار!!!

به علت سرما تعطيل است24.gif

حرف آخر!!!

توی کوچه توی سرما

يکی می سوزه هر شب تو خواب12.gif

تا تو کنار ساحل بسوزه تنت از آفتاب12.gif

تو رو چه به مرگ يه  کوچه خواب؟12.gif

خودتو تو ساحل بزن به خواب!!!12.gif

/ 21 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

خانم منیژه من یه چیزی تو دلم مونده بود، به شایان گفتم. ایشالا می‌آد پاچه‌شو بالا می‌زنه همین روزا!

هامون

ببين شما يه نابغه ای دمت گرم کلی مارو خندوندی هوای خودتم داشته باش می دزدنت

رضا

بهت گفت نابغه! دروغ ميگه تو باور نکن!

منيژه

هر کی باور کرده باشه ! ... من که باور نکردم!

امين

عجب دنيائی شده و تر و خدا ميبينی خيلی با حال بود مر۳۰

آقا معلم

تخيلت خيلی عاليه..... نمی دونم برای تخيلی هم فيلتر گزاری شده يا نه!

غنچه

می دونم دختر نيستی ! ولی خيلی بامزه نقش بازی می کنی ! يادمه قبلا توی کلوب آدرس وبلاگتو پيدا کردم ! مسابقه وبلاگ نويسی !

منيژه

دوستان از هر گونه ابراز علاقه ... پيشنهاد آشنايی ... قرار مراسم خواستگاری ... پيشنهاد ازدواج و .... جداً خودداری فرمائيد!...

منيژه

به اينگونه پيشنهادات در مسنجر و ۳۶۰ و بلاگ ترتيب اثر داده نخواهد شد! ... اين همه حامد پام نشسته يعنی کشک؟

yasi

eyval ke kheyli mozakhraf hastid[سبز]akhe khak tu saretun ina chie ke neveshtin?han?????????????????????????????????????????[تعجب] [ماچ]inam baraye 2khtarha pesarha porru nashan ba tashkor: 1 antiboye kuchulu[خداحافظ]